چه مراجعی درخواست کارشناسی رسمی می‌دهند؟ (بخش سوم)

زمان مطالعه شما: 1دقیقه 3 بازدید

کمیسیون مالیاتی :

مراحل دادرسی مالیاتی چیست؟

دادرسی مالیاتی مجموعه ای از اقداماتی است که مودیان مالیاتی برای حل اختالفات مالیاتی خود با اداره
مالیات انجام می دهند. این چرخه شامل مراحلی است که در هر مرحله، پرونده مودی توسط یک مرجع
رسیدگی می شود. در نهایت، رای صادر شده از سوی مرجع رسیدگی، قطعی و الزم االجرا خواهد بود.

مراحل دادرسی درون سازمانی

دادرسی اداری / هیات بدوی حل اختالف مالیاتی / هیات حل اختالف مالیاتی تجدید نظر / شورای عالی
مالیاتی / هیات حل اختالف موضوع ماده 216.

مراحل دادرسی برون سازمانی

هیات موضوع ماده 251 مکرر / دیوان عدالت اداری .
در ادامه به هر کدام از بخش های دا درسی خواهیم پرداخت .
مرحله اول: دادرسی اداری )ماده 238)
پرونده مالیاتی هر مودی، نهایت منجر به صدور برگ تشخیص مالیاتی می گردد که هر برگ تشخیص
مالیاتی باید دارای شرایط مندرج در ماده 237 قانون مالیات های مستقیم باشد .
ماده 237 قانون مالیات های مستقیم :برگ تشخیص مالیات باید بر اساس مأخذ صحیح و متکی به
دالیل و اطالعات کافی و به نحوی تنظیم گردد که کلیه فعالیتهای مربوط و درآمدهای حاصل از آن به
طور صریح در آن قید و برای مودی روشن باشد.
امضاکنندگان برگ تشخیص مالیات باید نام کامل و سمت خود را در برگ تشخیص به طور خوانا قید
نمایند و مسئول مندرجات برگ تشخیص و نظریه خود از هر جهت خواهند بود و در صورت استعالم
مودی از نحوه تشخیص مالیات مکلفند جزئیات گزارشی را که مبنای صدور برگ تشخیص قرار گرفته
است به مودی اعالم نمایند و هرگونه توضیحی را در این خصوص بخواهد به او بدهند.
بنابراین به عنوان اولین گام جهت شروع دادرسی مالیاتی حتما باید اقدام به دریافت گزارش رسیدگی که
منجر به صدور برگ تشخیص شده است نمایید. همچنین یک گزارش رسیدگی باید با جزئیات کامل
صادر شده باشد .
پیشنهاد می گردد اگر مفهوم و منظور موضوعی که در گزارش رسیدگی درج شده است را متوجه
نمی شوید، از ممیز مربوطه سوال کنید. اگر ممیز مالیاتی به مدارکی استناد نموده است که در اختیار شما
نیست می توانید به استناد ماده 237 آن را نیز مطالبه کنید. بنابراین در این مرحله اقدام به جمع آوری
اطلاعات در مورد ادعاهایی که در برگ تشخیص و گزارش رسیدگی شده است نمایید و صحت این ادعاها
را با بررسی مدارک حسابداری مورد سنجش قرار دهید .

نکته مهم

تا 45 روز پس از ثبت اعتراض فرصت مراجعه به ممیز کل مالیاتی و توافق وجود دارد.
توافق با ممیز کل مالیاتی موضوع ماده ی 238 قانون مالیات های مستقیم است. بعد از اینکه بر گ تشخیص مالیاتی ابالغ شد، در صورت اعتراض مودی نسبت به برگ تشخیص، باید اعتراض خود را به صورت کتبی و یا سیستمی ثبت کرده و از تاریخ ثبت اعتراض مودی به برگ تشخیص، 45 روز فرصت رسیدگی مجدد یا اصطلاحا توافق در مرحله ممیز کل مالیاتی است.

حالات مختلف در مرحله توافق با ممیز کل مالیاتی

✔ رفع تعرض و توافق
✔ تعدیل مالیات و توافق
✔ عدم تعدیل مالیات و توافق
✔ تعدیل مالیات و عدم توافق
✔ عدم تعدیل مالیات و عدم توافق

مهلت اعتراض به برگ تشخیص مالیاتی

مهلت اعتراض به همه برگهای تشخیص مالیاتی به جز برگ مطالبه ارزش افزوده حداکثر 30 روز پس
از تاریخ ابالغ آن می باشد و برای برگ مطالبه ارزش افزوده 20 روز از تاریخ ابالغ آن می باشد.
اگر در مهلت مقرر اعتراض نشود، به صورت خودکار برگ تشخیص تبدیل به برگ قطعی مالیاتی می گردد
و هیچ گونه اعترا ضی نیز، در هیچ مرجع مالیاتی نمیتوان انجام داد. بنابراین توصیه می شود ثبت
اعتراض را به روزهای آخر موکول نکنید.
اولین مرجع رسیدگی به اعتراض، مدیر مالیاتی مربوطه می باشد، که می تواند طبق ماده 238 قانون
مالیات های مستقیم حداکثر تا 30 روز پس از تاریخ ثبت اعتراض نسبت به اعتراض مودی در برگ
تشخیص رسیدگی نماید.

نکته مهم :در ماده 238 قانون مالیات های مستقیم درصد خاصی جهت تعدیل مالیات ذکر نشده است.
اما از آنجایی که هرگونه اصالح در برگ تشخیص مالیات ممکن است منجر به کاهش مالیات گردد، باید
در راستای ماده 270 قانون مالیات های مستقیم توسط دادستانی انتظامی مالیاتی، مورد بررسی قرار
گیرد. تا اطمینان حاصل کند که در تشخیص یا تعدیل قصوری صورت نگرفته است. بنابراین معموال
بیشتر از 20 درصد تعدیل در این مرحله انجام نمی شود.
ماده 238 قانون مالیات های مستقیم :در مواردی که برگ تشخیص مالیات صادر و به مودی ابالغ
میشود، چنانچه مودی نسبت به آن معترض باشد، می تواند ظرف 30 روز از تا ریخ ابالغ، شخصا یا به
وسیله وکیل تام الاختیار خود با ارائه دلایل و اسناد و مدارک، به صورت کتبی از اداره امور مالیاتی
تقاضای رسیدگی مجدد نماید .
مسئول، مسئولان مربوط که از طرف سازمان امور مالیاتی مشخص می شوند، موظفند پس از ثبت
درخواست مودی و ظرف مهلتی که بیش از چهل و پنج روز از تاریخ ثبت درخواست نباشد، به موضوع
رسیدگی و در صورتی که دالیل و اسناد و مدارک ابراز شده را برای رد مندرجات برگ تشخیص کافی
دانستند، آن را رد و در صورتی که دالیل و اسناد و مدارک ابرازی را موثر در تعدیل درآمد تشخیص
دهند، موارد تعدیل درآمد مشمول را مشخص نمایند.
چنانچه مودی نظر مسئول، مسئوالن مربوط در تعدیل درآمد مشمول مالیات را قبول نمایند درآمد
مشمول مالیات تعدیل شده، قطعی است. در غیر این صورت برای رسیدگی به مابه التفاوت تا مبلغ موارد
اعتراض مودی، موضوع به هیات حل اختالف مالیاتی ارجاع می شود. همچنین هرگاه دالیل و اسناد و
مدارک ابرازی مودی را برای رد برگ تشخیص یا تعدیل درآمد موثر تشخیص ندهند، باید موضوع را
مستدال در پرونده منعکس و مراتب را برای رسیدگی به هیات حل اختالف مالیاتی ارجاع نمایند.
تبصره 1: دستورالعمل اجرایی این ماده با پیشنهاد سازمان امور مالیاتی به تصویب وزیر امور اقتصادی و
دارایی می رسد.
تبصره 2: در مواردی که مودی اطالعات مربوطه را از طریق سامانه مودیان مالیا تی اظهار کرده باشد،
مطابق احکام قانون سامانه مودیان و پایانه های فروشگاهی رفتار خواهد شد .
در هر صورت پس از ثبت اعتراض، رسیدگی توسط مدیر گروه مالیاتی انجام می شود. اگر مودی با نتیجه
رسیدگی موافق باشد قبولی خود را در پشت برگ تشخیص اعالم مینماید و از ادامه فرایند دادرسی
انصراف می دهد و برگ قطعی بر اساس توافق صورت گرفته با مدیر گروه صادر می شود.
اما اگر مودی پس از ثبت اعتراض ظرف مهلت مقرر به مدیر گروه جهت توافق مراجعه نکند و یا نتیجه
رسیدگی و پیشنهاد مدیر گروه را قبول نداشته باشد، مدیر گروه پشت برگه تشخیص مالیاتی دستور
میدهد که پرونده جهت رسیدگی به هیات بدوی مالیاتی ارجاع داده شود.

دادرسی مالیاتی چه زمانی انجام می شود؟

مودی 20 روز مهلت از زمانی که ابالغ الکترونیکی در کارتابل وی بارگذاری می شود و به آن پیامک شود،
فرصت مشاهده را دارد و پس از آن، 30 روز فرصت اعتراض از تاریخ مشاهده ابالغ الکترونیکی به برگ
تشخیص مالیاتی را دارد.
اگر طی مدت زمان 20 روز تعیین شده، مودی ابالغ الکترونیکی را مشاهده نکند، ممیز مالیاتی پرونده را
مستقیما ارجاع می دهد به هیات حل اختالف و اگر مودی ابالغ را مشاهده و ظرف مدت معین اعتراض
نکند دچار دردسر شده و برگ تشخیص تبدیل به برگ قطعی مالیاتی می شود.
در نتیجه از موقعی که برگه تشخیص مالیات به صورت رسمی و قانونی به مؤدیان مورد نظر ابالغ
میشود، این قابلیت وجود دارد که حداکثر تا مدت زمان 45 روز نسبت به پیگیری و تحلیل مراحل
دادرسی مالیاتی اقدام کنند. پس از سپری شدن این زمان، هیچ گونه اعتراضی مورد پذیرش واقع
نمی شود.
البته باید توجه داشته باشید که م راحل اعتراض به مالیات تعیین شده در اینجا خاتمه نمییابد. اگر اداره
امور مالیاتی به هر دلیلی اعتراض مؤدی را وارد نداند، امکان اعتراض به مراجع دیگری در قانون پیش
بینی شده است که برای اعتراض به این مراجع نیز، موعد معینی در قانون ذکر شده است .
مرحله دوم: هیات بدوی حل اختلاف مالیاتی

هیات بدوی دومین مرجعی است که وظیفه دارد به اعتراض مودی نسبت به برگ تشخیص مالیات
رسیدگی نماید. که در صورت عدم مراجعه و یا عدم توافق ممیز کل مالیاتی و همچنین در موارد ابالغ
قانونی، پرونده به هیات حل اختالف ارجاع داده می شود و با ورود پرونده به این مرحله از دادرسی
مالیاتی، زمان تشکیل هیات حل اختالف به مودی ابالغ می شود.
ممیز مالیاتی پس از دستور مدیر گروه مالیاتی مبنی بر ارجاع پرونده به هیات حل اختالف مالیاتی،
حداکثر ظرف مدت 5 روز جهت تعیین وقت از دبیرخانه، اقدام می نماید. پس از دریافت ت اریخ هیات،
برگ دعوت به هیات )بدوی و تجدید نظر( در 3 نسخه تنظیم می گردد.
یک نسخه از آن به مودی ابالغ می گردد که در برگ دعوت، ساعت، تاریخ و مکان تشکیل جلسه هیات
مشخص می گردد. وقت رسیدگی هیات حل اختالف مالیاتی در مورد هر پرونده جهت حضور مودی
توسط دبیرخانه هیات های حل اختالف مالیاتی به آن ها ابالغ می گردد. بنابراین فاصله بین تاریخ ابالغ و
روز تشکیل جلسه هیات نباید کمتر از 10 روز باشد؛ مگر به درخواست مودی و موافقت هیات حل
اختالف مالیاتی، البته روز ابالغ و روز تشکیل جلسه جز مدت ده روز محسوب نمی شود.
هیات های بدوی و تجدید نظر و هیات موضوع ماده 216 مالیاتی از 3 نفر عضو تشکیل میشود که در
ذیل به معرفی آن ها پرداختیم.
1- یک نفر نماینده سازمان امور مالیاتی کشور
2- یک نفر از میان قضات اعم از بازنشسته یا شاغل حقوق دانان مطلع در امور مالیاتی با شرط وثاقت و
امانت به درخواست سازمان امور مالیاتی و انتخاب رئیس کل دادگستری هر استان.
3- یک نفر نماینده از اتاق بازرگانی، صنایع و معادن و کشاورزی ایران، اتاق تعاون ایران، جامعه
حسابداران رسمی ایران، جامعه مشاوران رسمی مالیاتی ایران، مجامع حرفه ای، اتاق اصناف ایران،
شورای اسالمی شهر، کانون وکال، مرکز وکال، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده که برای مدت
سهسال منصوب می شوند.
مودی همزمان با اعتراض به برگ تشخیص یا مطالبه مالیات یکی از مراجع این بند را به عنوان نماینده
خود جهت شرکت در جلسات هیات حل اختالف مالیاتی معرفی مینماید. در صورتی که برگ تشخیص
مالیات ابالغ قانونی شده باشد و یا همزمان با تسلیم اعتراض به برگ تشخیص در مهلت قانونی مودی
انتخاب خود را اعالم ننماید، با توجه به نوع فعالیت مودی یا موضوع مالیات مورد رسیدگی، از بین
نمایندگان مزبور با رعایت تبصره ) 5 )این ماده یک نفر انتخاب می شود.
تبصره 1: جلسات هیاتهای حل اختالف مالیاتی با حضور هر سه عضو رسمیت می یابد و رای هیات با
اکثریت آراء قطعی و الزماالجراء است، ولی نظر اقلیت باید در متن رای قید گردد .
تبصره 2: اداره امور هیاتهای حل اختالف مالیاتی و مسئولیت تشکیل جلسات هیات ها، به عهده
سازمان امور مالیاتی کشور میباشد.
اگر مودی رای صادره هیات حل اختالف را بپذیرد و از آن تمکین کند، برگ قطعی مالیات برایش صادر
میشود و فرایند دادرسی مالیاتی به اتمام میرسد.
اگر مودی رای صادره به هیات حل اختالف را نپذیرد، می تواند به آن اعتراض کند. الزم ب ه ذکر است
اعتراض به رای صادره میتواند هم از سوی مودی هم از سوی اداره امور مالیاتی باشد. پس از گذر از این
مرحله، برگ اجرایی برای وصول بدهی، طی بازه زمانی یک ماهه ارسال میشود.

شرایط عمومی هیات های حل اختلاف

✔ برگ دعوت باید حداقل 10 روز قبل از تشکیل جلسه به مودی ابالغ شده باشد .
✔ هیات با حضور هر سه عضو رسمی است.
✔ رای هیات با اکثریت آرا قطعی است.
✔ اعضای هیات نباید سابقه رای، ارتباط کاری، خانوادگی و دعوای حقوقی با مودی داشته باشند.
✔ میتوان فقط یکبار جلسه هیات را به درخواست مودی و با ارائه دالیل موجه به تعویق انداخت.
✔ هیات نباید اقدام به صدور رای به صورت عام و کلی نماید.

چه افرادی حق حضور در هیات حل اختلاف را دارند؟

1. شخص مودی )در مورد اشخاص حقوقی صاحبان امضاء مجاز با ارائه تصویر آخرین روزنامه رسمی )وکیل مودی با ارائه وکالت نامه رسمی (
2. وراث
3. کارمند حقوق بگیر اشخاص حقوقی با همراه داشتن معرفی نامه از شخص حقوقی با تایید واحد مالیاتی مربوط )با ارائه مدارک جهت تشخیص هویت نامبردگان(

اجرای قرار چیست و چگونه انجام می شود؟

به علت کثرت اسناد و مدارک و دفاعیات مودی و همچنین به منظور دریافت اطالعات بیشتر هیات حل
اختالف می تواند پرونده را جهت بررسی دقیقتر به یک کارشناس اجرای قرار ارجاع دهد. کارشناس
اجرای قرار به یک کارمند از اداره امور مالیاتی گفته می شود که قبال در تشخیص مالیات آن پرونده
دخالتی نداشته است و بنا به دستور هیات حل اختالف مامور شده است تا در مورد پرونده یا موضوع
مشخصی که هیات تعیین کرده است اظهار نظر کند.
کارشناس اجرای قرار مکلف است ظرف مدت یک ماه نسبت به رسیدگی به پرونده و اجرای کامل موارد
درخواست هیات اقدام نماید و گزارش خود را جهت تصمیم نهایی صادر نماید. اگر در ظرف این مدت
امکان رسیدگی وجود نداشته باشد؛ مجری قرار می تواند درخواست زمان بیشتری نماید که حداکثر تا دو
ما توسط هیات قابل تمدید می باشد.
دقت نمایید که گزارش کارشناس اجرای قرار تاثیر فوق العاده ای در نظر هیات حل اختالف مالیاتی دارد
بنابراین از فرصت اجرای قرار به عنوان یک فرصت طالیی استفاده کنید.
مرحله سوم: هیات حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر
هرگاه مودی یا مامور تشخیص مالیاتی نسبت به رای هیات بدوی معترض باشند ظرف مهلت 20 روز از
تاریخ ابالغ رای به مودی می توانند اعتراض خود را ثبت نمایند. البته مودی در صورت اعتراض به رای
بدوی مکلف است که فرم تبصره یک ماده 247 قانون مالیات های مستقیم را تکمیل نماید و طی این
فرم اعلام نماید که چه میزان از مالیات را قبول دارد .

میزان مالیات مورد قبول در این فرم نمی تواند کمتر از میزان مالیات ابرازی در اظهارنامه های مودی باشد
و اداره امور مالیاتی مکلف است هر میزان مالیاتی که مودی قبول دارد را وصول نماید و تا قبل از اینکه
مالیات مورد قبول پرداخت نشده است و یا ترتیب پرداخت آن داده نشده است، هیات تجدید نظر
تشکیل نمی گردد.
هیات تجدید نظر از نظر شکل اجرا کامال شبیه هیات بدوی است به این صورت که سه نفر که یک نفر
نماینده سازمان امور مالیاتی، یک نفر نماینده مودی و یک نفر نیز قاضی دادگستری می باشد، حضور
دارند و هیات با حضور هر 3 نفر رسمیت پیدا می نماید. البته هیچ یک از اعضای هیات تجدید نظر نباید
قبال در هیات بدوی نسبت به پرونده رای صادر نموده باشند. هیات تجدید نظر مکلف است که به
اعتراض مودی یا اعتراض مامور تشخیص مالیات رسیدگی نماید.
هیات تجدید نظر فقط به اعتراض معترض رسیدگی می نماید و فقط آن را به هیات دعوت می نماید.
یعنی اگر مامور تشخیص نسبت به رای بدوی معترض باشد، فقط مامور تشخیص مالیات را به هیات
تجدید نظر دعوت می نمایند و اگر بالعکس فقط مودی معترض باشد مودی به هیات تجدید نظر دعوت
میشود.

تبصره 6 ماده 247 قانون مالیات های مستقیم

نکته مهم
در مواردی که شکایت مودیان مالیاتی از آراء هیأت های بدوی، از طرف هیئت حل اختالف مالیاتی تجدید
نظر رد شود و همچنین شکایت از آراء هیئتهای تجدید نظر از طرف شعب شورای عالی مالیاتی مردود
اعالم شود، برای هر مرحله معادل یک درصد )%1 )تفاوت مالیات موضوع رای مورد شکایت و مالیات
ابرازی مودی در اظهارنامه تسلیمی، هزینه رسیدگی تعلق می گیرد که مودی مکلف به پرداخت آن خواهد
بود.
مرحله چهارم: شورای عالی مالیاتی
اگر بعد از صدور رای هیات تجدید نظر، مودی نسبت به رای صادره از سوی هیئت حل اختالف مالیاتی
معترض باشد، می تواند ظرف مدت یک ماه از تاریخ ابالغ رای به شورای عالی مالیاتی اعتراض خود را
ارجاع نماید. البته این اعتراض مانع از صدور برگ قطعی نخواهد شد و مودی مکلف به پرداخت یا ترتیب
پرداخت و یا سپردن تضمین )موضوع ماده 259 )می باشد تا اعتراض وی در شورای عالی مالیاتی مطرح
گردد.
در این مرحله پرونده بدون توجه به ماهیت، توسط شورای عالی مالیاتی مورد بررسی قرار میگیرد. اگر
این شورا رای هیئت حل اختالف را بپذیرد، مودی این امکان را دارد که در چرخه دادرسی مالیاتی شکایت
خود را ادامه دهد. شخص مودی می تواند برای ادامه شکایت به هیئت موضوع ماده 251 مکرر مراجعه
کند و در صورتی که شورای عالی مالیاتی رای هیئت حل اختالف را قبول نکند، پرونده ر ا به اداره مالیاتی
برگردانده تا مجددا در یک هیئت حل اخنالف دیگر بررسی شود .

متاسفانه شورای عالی مالیاتی از هدف اولیه قانون گذار فاصله گرفته است؛ چرا که محدود شده است
به اعتراضاتی که از نظر شکلی دچار اشکال بوده است. به طور مثال رای هیئت بدوی که صادر شده
است، یکی از اعضا حضور نداشته و این هیئت رای را صادر کرده است که در این صورت شکل هیئت
مورد اعتراض قرار می گیرد. یا تاریخ ابالغ هیات 10 روز آن رعایت نشده است؛ به طور مثال ظرف 5 روز
ابالغ شده است و بیشتر بر سر مسائل شکلی صدور برگ قطعی وارد می شود. همانند هیئت موضوع
ماده 216 وارد اصل پرونده مودی نمی شود و رسیدگی نمی کند.
مهمترین اشکال این مرجع این است که صرفا پروندههای مالیاتی را بدون ورود به ماهیت آن و فقط از
لحاظ رعایت تشریفات و کامل بودن رسیدگی های قانونی و مطابقت با قوانین موضوعه رسیدگی می کند
و رای مورد اعتراض را یا می پذیرد و یا ابطال میکند و یا جهت رسیدگی بیشتر به هیئت حل اختالف
مجدد ارجاع می دهد .

نکته مهم
شورای عالی مالیاتی، هیات موضوع ماده 251 مکرر و دیوان عدالت اداری بدون حضور مودی یا نماینده
سازمان امور مالیاتی تشکیل می شود و فقط بر اساس الیحه دفاعیه مالیاتی تنظیم شده و مدارک ارائه
شده اظهار نظر می نمایند. بنابراین این شکل تشکیل موجب می گردد که الیحه نویسی از اهمیت بیشتری
نسبت به سایر مراجع برخوردار باشد.
موضوعی در ماده 256 با این عنوان که شورا نباید به ماهیت امور پرونده ورود پیدا کند، در سالهای
اخیر از کیفیت آرا این شورا کاسته است و شورا فقط به این موضوع که آیا مواردی مثل ابالغ، تشکیل
هئیت های حل اختالف و مواردی از این دست، به درستی و در زمان مقرر انجام شده است یا نه توجه
میکند و به کیفیت آرا هیات های حل اختالف مالیاتی توجه نمی کند. بنابراین شورا نمی تواند به ماهیت
پرونده ورود نماید .
نکته مهم
همچنین از دیگر مشکالت شورای عالی مالیاتی این است که به پرونده های با موضوع مالیات بر ارزش
افزوده رسیدگی نمی کند.
طبق ماده 252 شورای عالی مالیاتی مرکب است از بیست و پنج نفر عضو که از بین اشخاص صاحب
نظر، مطلع و مجرب در امور حقوقی، اقتصادی، مالی، حسابداری و حسابرسی که دارای حداقل مدرک
تحصیلی کارشناسی یا معادل در رشته های مذکور می باشند، به پیشنهاد رئیس کل سازمان امور مالیاتی
کشور و حکم وزیر امور اقتصادی و دارایی منصوب می شوند.
حداقل پانزده نفر از اعضاء شورای عالی مالیاتی باید از کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی و یا
سازمانها و واحدهای تابعه آن که دارای حداقل شش سال سابقه کار در مشاغل مالیاتی باشند انتخاب
شوند.
جلسات شورای عالی مالیاتی با حضور حداقل دوسوم اعضاء رسمی است و تصمیمات آن با رأی حداقل
نصف به عالوه یک حاضرین، معتبر خواهد بود.

وظایف و اختیارات شورای عالی مالیاتی

مطابق ماده 255 قانون مالیات های مستقیم وظایف و اختیارات شورای عالی مالیاتی به شرح زیر
میباشد:
1. تهیه آیین نامه ها و بخشنامه های مربوط به اجرای این قانون در مواردی که از طرف وزیر امور اقتصادی
و دارایی یا رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور ارجاع می گردد و یا در مواردی که شورای عالی مالیاتی
تهیه آن را ضروری می داند، پس از تهیه به رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور پیشنهاد کند.
2. بررسی و مطالعه به منظور پیشنهاد و اعالم نظر در مورد شیوه اجرای قوانین و مقررات مالیاتی و
همچنین پیشنهاد اصالح و تغییر قوانین و مقررات مالیاتی و یا حذف بعضی از آن ها به وزیر امور
اقتصادی و دارایی یا رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور.
3. اظهارنظر در مورد موضوعات و مسائل مالیاتی که وزیر امور اقتصادی و دارایی یا رئیس کل سازمان
امور مالیاتی کشور حسب اقتضاء برای مشورت و اظهارنظر به شورای عالی مالیاتی ارجاع مینماید. در
موارد موضوع این بند نظر اکثریت اعضای هیات عمومی شورای عالی مالیاتی موضوع ماده ) 258 )این
قانون پس از تنفیذ وزیر امور اقتصادی و دارایی یا رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور، حسب مورد
برای کلیه ماموران و مراجع مالیاتی الزم ا التباع است.
4. رسیدگی به آرای قطعی هیات های حل اختالف مالیاتی که از لحاظ عدم رعایت قوانین و مقررات
موضوعه یا نقص رسیدگی مورد شکایت مودی یا اداره امور مالیاتی واقع شده باشد.
مرحله پنجم: هیات موضوع ماده 216 قانون مالیات های مستقیم
اگر مودی نسبت به اقدامات اج رایی واحد اجرائیات اعتراض داشته باشد و یا معتقد باشد که در فرایند
قطعی شدن مالیات اشتباهی صورت گرفته است و یا مدعی باشد که برگ تشخیص مالیات به درستی به
وی ابلاغ نشده است، بنابراین نتوانسته است در زمان مقرر به برگ تشخیص مالیات اعتراض کند و
نهایتا منجر به صدور برگ قطعی مالیات شده است. که در صورت اثبات می تواند به هیات موضوع ماده
216 اعتراض نماید .
هیات موضوع ماده 216 همانند هیات های حل اختالف بدوی و تجدید نظر همان شرایط را دارا می باشد
و میتواند به اعتراض مودی رسیدگی نماید .

نکته مهم
نکته ای که می توان در نظر گرفت با توجه به ماهیت این هیات، امکان کاهش مالیات از طریق هیات
موضوع ماده 216 وجود ندارد و فقط به فرایند قطعی شدن و اقدامات واحد اجرائیات رسیدگی می نماید.
در نتیجه این هیات میتواند عملیات اجرایی را متوقف، تغییر و یا اقدام به ابطال برگ قطعی مالیات
نماید.
جهت اعتراض ماده 216 از همان فرم اعتراض به برگ تشخیص استفاده می گردد و با تایید مدیر واحد
اجرائیات و اینکه دالیل مودی می تواند موجه باشد، دستور به ارسال پرونده به هیات حل اختالف مالیاتی
میگردد .
ماده 216
مرجع رسیدگی به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت از اشخاص اعم از حقیقی یا
حقوقی که طبق مقررات اجرایی مالیات ها قابل مطالبه و وصول میباشد هیات حل اختالف مالیاتی
خواهد بود. به شکایات مزبور به فوریت و خارج از نوبت رسیدگی و رای صادر خواهد شد. رای صادره
قطعی و الزم االجرا است.
تبصره 1: در مورد مالیاتهای مستقیم در صورتی که شکایت حاکی از این باشد که وصول مالیات قبل از
قطعیت به موقع اجرا گذارده شده است. هرگاه هیات حل اختالف مالیاتی شکایت را وارد دانست، ضمن
صدور رای به بطالن اجراییه حسب مورد قرار رسیدگی و اقدام الزم صادر یا نسبت به درآمد مشمول
مالیات مودی رسیدگی و رای صادر خواهد کرد .رای صادره ازهیات حل اختالف قطعی است.
تبصره 2: در مورد مالیاتهای غیرمستقیم هرگاه شکایت اجرایی از این جهت باشد که مطالبه مالیات
قانونی نیست، مرجع رسیدگی به این شکایت نیز هیات حل اختالف مالیاتی خواهد بود و رای هیات
مزبور در این باره قطعی و الزم االجرا است.
مرحله ششم: هیات موضوع ماده 251 مکرر
اگر مالیات قطعی شده باشد و مودی نسبت به آن معترض باشد و امکان اعتراض در هیچ مرجع دیگری
وجود نداشته باشد، مودی می تواند به استناد غیر عادالنه بودن مالیات و مستند به مدارک مثبته و دالیل
کافی تقاضای تجدید رسیدگی از این هیات نماید.
هیات موضوع ماده 251 مکرر از 3 نفر عضو که مستقیما توسط وزیر امور اقتصاد تعیین میگردد تشکیل
میشود و از اختیارات کاملی جهت رسیدگی و تعدیل مالیات برخوردار است.
نکته مهم
همه مراحل تا قبل از هیات موضوع ماده 251 مکرر، زیر نظر سازمان امور مالیاتی است؛ ولی هیات
موضوع ماده 251 مکرر زیر نظر وزیر امور اقتصاد و دارایی است.

مهلت اعتراض ماده 251 مکرر
در پاسخ به این پرسش می توان بیان داشت که متن ماده 251 مکرر قانون مالیات مستقیم
صحبتی در خصوص مهلت اعتراض در مورد مالیات های قطعی موضوع این قانون و مالیات های
غیرمستقیم ننموده و مهلت خاصی را مطرح نکرده است .بنابراین میتوان بیان داشت که اعتراض به
هیات ماده 251 مکرر مهلت زمانی ندارد.
نکته مهم
مهلت اعتراض به این هیئت نامحدود است.
جهت اعتراض به هیات موضوع ماده 251 مکرر می توانید به نشانی اینترنتی ir.mefa.dad وارد شده و
اعتراض خود را ثبت نمایید. تا زمانی که به سایر مراجع دادرسی می توان اعتراض کرد، نمیتوان به هیات
موضوع ماده 251 مکرر اعتراض خود را وارد نمود. نمیتوان همزمان در شورای عالی مالیاتی و هیات
موضوع ماده 251 مکرر نسبت به پرونده، اعتراض خود را انجام داد و حتما باید پرونده مودی برای
موضوع ماده 251 مکرر جهت رسیدگی در مراجع دیگر نباشد .
ماده 251 مکرر
در مورد مالیات های قطعی موضوع این قانون و مالیاتهای غیرمستقیم که در مرجع دیگری قابل طرح
نباشد و به ادعای غیرعادالنه بودن مالیات مستندا به مدارک و دالیل کافی از طرف مودی شکایت و
تقاضای تجدید رسیدگی شود، وزیر امور اقتصادی و دارایی می تواند پرونده امر را به هیاتی مرکب از سه
نفر به انتخاب خود جهت رسیدگی ارجاع نماید.
رأی هیات به اکثریت آراء قطعی و لازم الاجرا میباشد. حکم این ماده نسبت به عملکرد سنوات 1368 تا
تاریخ تصویب این اصالحیه نیز جاری خواهد بود.
مرحله هفتم: دیوان عدالت اداری
دیوان عدالت اداری آخرین مرحله از سلسله مراحل دادرسی مالیاتی است که تا مرحله هیات حل
اختالف موضوع ماده 216 چرخه دادرسی مالیاتی، رسیدگی به پرونده درون سازمانی بوده ولی با طرح
شکایت در دیوان عدالت اداری پرونده وارد سیستم قضایی کشور میشود.
مقررات حاکم بر سیستم قضایی تفاوت های ساختاری زیادی با مقررات سازمان امور مالیاتی دارد و
مودی در این مرحله نیاز دارد که از وکیل دادگستری برای طرح شکایت کمک بگیرد. مودی تا سه ماه پس
از صدور رای هیئت سه نفری اقتصاد )هیات موضوع ماده 251 مکرر(، زمان دارد که شکایت خود را به
دیوان عدالت اداری اعالم کند.
نکته مهم
دیوان عدالت اداری تنها مرجع رسیدگی زیر مجموعه قوه قضاییه میباشد که می تواند نسبت به آرای
صادره هیات های حل اختالف مالیاتی رسیدگی نماید .

تفاوت اصلی این مرجع با سایر مراجع گفته شده در این است که سایر مراجع زیر مجموعه قوه مجریه و
وزارت اقتصاد هستند و استقالل رای آن ها به دلیل وابستگی به سازمان امور مالیاتی دچار ابهام و
اشکال است. اما دیوان عدالت اداری مستقل ترین مرجع رسیدگی است که از استقالل بیشتری نسبت
به سایر برخوردار می باشد.
اگر موضوع اعتراض ابطال و یا اصالح یک بخشنامه یا آیین نامه یا دستورالعمل هست میتوان به طور
همزمان در دیوان عدالت اداری و هیات حل اختالف مالیاتی نسبت به آن اعتراض کرد. نحوه اعتراض از
طریق دفاتر مراجع قضایی که در سطح مراکز استانها یا از طریق پست، فرم آن را تکمیل و ارسال نمود .
شرایط ارجاع پرونده به هیات های حل اختالف هم عرض
در دادرسی مالیاتی ممکن است در مواردی رای هیات حل اختالف مالیاتی مورد شکایت از سوی
شعبه های شورای عالی مالیاتی نقض شود. در این شرایط پرونده مورد نظر جهت رسیدگی مجدد به
هیات حل اختالف دیگری ارجاع داده می شود و مرجع مزبور مجددا موضوع اختالف مالیاتی را با رعایت
نظر شعبه شورای عالی مالیاتی رسیدگی و رای مقتضی می دهد و رایی که به این صورت صادر می شود،
قطعی و الزم الجراست. حکم این ماده در مواردی که آرای صادره از هیات های حل اختالف مالیاتی توسط
دیوان عدالت اداری نقض می شود هم جاری خواهد بود. این موارد و ترتیب رسیدگی براساس ماده 57
قانون مالیات های مستقیم انجام می شود

وظایف دیوان عدالت اداری

دیوان عدالت اداری وظیفه بررسی بخشنامه ها، آیین نامه ها و دستورالعمل های صادره را دارد و تطابق
آنها با قوانین اصلی را مورد بررسی قرار می دهد. بنابراین بیشترین اعتراضی که می توان به این مرجع
داشت، عدم تطابق بخشنامه های مالیاتی با قوانین اصلی می تواند باشد.

مهلت اعتراض به دیوان عدالت اداری

مهلت اعتراض به دیوان عدالت اداری برای افراد مقیم 3 ماه و برای افراد خارج از ایران 6 ماه از تاریخ
ابالغ رای هیات حل اختالف می باشد.

قانون جدید دادرسی مالیاتی

ما در این مقاله به صورت کامل درباره دادرسی مالیاتی و مراحل آن صحبت کردیم. اما اکثر افراد بعد از
دادرسی مالیاتی می پرسند که قانون جدید دادرسی مالیاتی چیست؟ منظور از قانون جدید دادرسی
مالیاتی، قانون مالیات مستقیم بر طبق آخرین اصالحات آن است. یعنی مالک دادرسی مالیاتی آخرین
اصالحات قانون مالیاتهای مستقیم است که ما در این مقاله بر اساس آن پیش رفتیم. به صورت کلی
در نظر داشته باشید که قانون جدیدی برای دادرسی مالیاتی وجود ندارد و هرجا صحبت از قانون جدید
بود، منظور همان آخرین به روزرسانی های قانون مالیات مستقیم است که باید فرایند و مراحل دادرسی
را از طریق آن دنبال کنید.

دیوان عدالت اداری:

دیوان عدالت اداری چیست؟

دیوان عدالت اداری به عنوان زیرمجموعه قوه قضاییه، یکی از مراجع اختصاصی قضایی شناخته می شود
که حافظ حقوق شهروندان و ناظر بر اجرای اصول قانونی در مراجع و واحدهای دولتی است.
این سازمان به تبعیت از شورای دولتی فرانسه پیش بینی و بر اصل 173 قانون اساسی جمهوری اسالمی
تشکیل شده است. هدف اصلی این نهاد رسیدگی به شکایت، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به
دولت است تا به احقاق حق شهروندان کمک کرده و از تضییع حقوق آنها جلوگیری کند.
به عبارتی می توان دیوان عدالت اداری را یکی از مهم ترین نهادهای نظارتی در اجرای صحیح قوانین در
دستگاه های دولتی و اجرایی و پیگیر شکایات شهروندان از آن ها دانست.
بیشتر دعاوی مطروحه علیه مامورین، آیین نامه ها و نهادهای دولتی و عمومی با توجه بر اصول و قواعد
حاکم بر دعاوی اداری در این مرجع رسیدگی میشوند. این سازمان در شهر تهران مستقر است و در
مراکز استان ها نیز شعب و دفاتری برای ثبت شکایت و پیگیری مرسوله پستی دارد.

وظایف دیوان عدالت اداری چیست؟

دیوان عدالت اداری وظایف متعددی به عهده دارد؛ از نظارت بر سالمت اداری در دولت گرفته تا احقاق
حق و حفاظت از حقوق شهروندان که همگی برگرفته از حفظ اصول عدالت است. با این حال میتوانیم
به صورت کلی وظایف این دیوان را در موارد زیر خالصه کنیم :
حل و فصل اختلافات :یکی از اصلی ترین وظایف این سازمان، حل وفصل اختالفات و شکایات علیه
تصمیمات، اعمال دولتی و اداری، مقررات و اجرای قوانین است.
نظارت بر قوانین و اعمال اداری :این نهاد برای رعایت قوانین می تواند در صورت نقض اصول قانونی
توسط دولت یا نهادهای دولتی، وارد عمل شده و تصمیماتی را اتخاذ کند.
ارتقاء شفافیت و عدالت :دیوان عدالت اداری با ارتقاء شفافیت دولت به احقاق حق شهروندان کمک
میکند و باعث تضمین عدالت می شود.
تقویت نظام اداری :دیوان به طور موثر به بهبود نظام ا داری کشور کمک می کند و با نظارت بر عملکرد
دولتی، باعث بهینه سازی اصول اداری می شود.
تضمین حقوق شهروندی :مهم ترین وظیفه دیوان، پیگیری شکایت و حق شهروندان و جلوگیری از تضییع
حقوق آنها است.
ارائه تصمیمات عدالت محور :از دیگر وظایف این سازمان، ارائه تصمیمات عادالنه بر اساس مفاد قانونی
میان مردم و دولت است تا اختالفات به حداقل برسند .

وظایف دیوان عدالت اداری از جهت هیئت عمومی

ماده 12 قانون تشکیالت این سازمان، وظایف هیئت عمومی دیوان عدالت اداری را مشخص کرده که از
مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات اشخاص حقیقی یا حقوقی از مقررات و آیین نامههای دولتی :
رسیدگی به شکایات و اعتراضات از آیین نامه های دولتی یا مقررات شهرداری و موسسات عمومی
)غیردولتی( از وظایف دیوان است. اگر مقررات با شرع و قانون مغایرت داشته باشد یا در صالحیت مرجع
مربوطه نباشد، امکان طرح شکایت در این مرجع وجود دارد.
صدور رای وحدت رویه :چنان چه در یک موضوع مشابه آراء متفاوت و متعددی وجود داشته باشد، هیئت
عمومی دیوان این مسئله را بررسی و برای حل اختالف، رای وحدت رویه صادر می کند.
صدور رای ایجاد رویه :از دیگر وظایف هیئت عمومی دیوان، صدور رای ایجاد رویه برای یک موضوع
واحدی است که آراء مشابهی از شعب دیوان دارد .

وظایف دیوان عدالت اداری در زمینه شعب

وظایف دیوان عدالت اداری و اختیارات شعب در ماده 10 قانون تشکیالت این مرجع مشخص شده اند.
این وظایف به طور کلی شامل رسیدگی به شکایات و تظلمات مردم از نهادهای دولتی، نظارت بر اجرای
صحیح قوانین در مراجع اجرایی و کنترل مقررات و تصمیمات اداری است.
این نهاد با بررسی موضوع، درخواست یا شکایت وارده، آن را با قانون انطباق و رسیدگی های الزم را
انجام می دهد. قضات دیوان در خصوص انطباق قوانین نمی توانند مبنا را مصلحت اندیشی برای کشور در
نظر بگیرند و باید روح قانون اساسی و اصول آن را مالک قرار دهند .

موارد اختیارات و صالحیت دیوان عدالت اداری چیست؟

ماده 10 قانون تشکیالت دیوان به وظایف، صالحیت ها و اختیارات این مرجع اشاره کرده که همگی
حکایت از نظارت بر اجرای صحیح قوانین در نهادها و حمایت از حقوق شهروندان دارد. از صالحیت و
اختیارات شعب دیوان عدالت اداری می توان موارد زیر را نام برد:
رسیدگی به شکایات و اعتراضات اشخاص حقیقی یا حقوقی از اقدامات و تصمیمات ماموران و واحدهای
دولتی :یکی از اختیارات دیوان، رسیدگی به دعاوی و شکایات اشخاص حقوقی خصوصی از واحدهای
دولتی مثل وزارتخانه ها و دیگر موسسات دولتی است. همچین اقدامات شهرداری ها و سازمان تامین
اجتماعی و شکایت از ماموران این نهادها نیز در این سازمان طرح و رسیدگی می شوند.
رسیدگی به شکایات و اعتراضات نسبت به آراء مراجع شبه قضایی :مراجع شبه قضایی )غیرقضایی(
گروهی از نهادهای زیرمجموعه قوه مجریه مانند هیئت های رسیدگی به تخلفات اداری یا کمیسیونها
هستند. رسیدگی به رای صادره از این مراجع یا شکایات میان شهروندان و دولت در این خصوص که
فقط به صورت شکلی و جهت بررسی نقض قوانین و مقررات انجام می گیرد در حوزه اختیارات دیوان
است.
رسیدگی به شکایات قضات و مشموالن قانون مدیریت خدمات کشوری و شکایات استخدامی علیه
دولت :از دیگر صالحیتهای این نهاد، پیگیری و رسیدگی به شکایات و اعتراضات استخدامی از مراجع
عمومی و دولتی است .

ساختار تشکیالت دیوان عدالت اداری

در رأس ساختار تشکیالت دیوان عدالت اداری باالترین مقام آن به عنوان رئیس دیوان از سوی رئیس
قوه قضاییه منصوب میشود که مدیریت و نظارت بر تمامی امور سازمان را بر عهده دارد؛ اما در ادامه
ساختار تشکیالت این مرجع را می توان متشکل از موارد زیر دانست :
شعب دیوان :شعب بدوی و شعب تجدیدنظر که صالحیت رسیدگی به دعاوی شهروندان علیه دولت را
دارند از دیگر زیرشاخه های ساختار تشکیالت دیوان هستند.
هیئت عمومی دیوان :این هیئت بررسی، تصمیم گیری و رسیدگی در خصوص مقررات دولتی مغایر با
قانون و شرع یا خارج از صالحیت قوه مجریه و درخواست ابطال مصوبات یا آیین نامه های مغایر با قانون
را به عهده دارد.
هیئت تخصصی دیوان :این هیئت بررسی ها و رسیدگیهای ابتدایی هر آن چه در صالحیت هیئت
عمومی است را انجام میدهد.
دفاتر استانی دیوان :در ساختار این تشکیالت برای تسهیل دسترسی مردم در هر استان، دفاتری جهت
دریافت و ارسال شکایات، پذیرش و ثبت دادخواستهای شهروندان وجود دارد .
نحوه شکایت به دیوان عدالت اداری
در حال حاضر نحوه شکایت در دیوان عدالت اداری به صورت الکترونیک و با ثبت نام در سامانه ثنا )عدل
ایران( انجام می گیرد. شاکی باید با تنظیم دادخواست و با شرح دقیق دالیل، اعتراض و موارد نقض
قانون و تصریح خواستههای خود، وارد سامانه شده و بعد از احراز هویت آن را به ثبت برساند.
همراه با دادخواست، ارائه مدارک الزم و مرتبط با پرونده به اثبات ادعای شاکی کمک می کند. همچنین
خواهان باید برای ثبت شکایت، هزینه های دادرسی مطابق با تعرفه های مصوبه را پرداخت کند. با ثبت
شکایت و پرداخت هزینه ها، پرونده به دیوان ارجاع و در کوتاه ترین زمان رسیدگی می شود.

دیوان عدالت اداری کجاست؟

ساختمان اصلی دیوان عدالت اداری در تهران، پایتخت کشور قرار دارد؛ اما برای راحتی حال شهروندان
در مراکز استان ها، شعبه ای از دادگستری به این مرجع اختصاص داده شده و دفاتری نیز برای ثبت
شکایات و پیگیری مرسولههای پستی وجود دارد. آدرس دقیق این مرجع و کد پستی آن در تهران به قرار
زیر است :
دیوان عدالت اداری در تهران: شهرک غرب، بزرگراه شهید ستاری، خیابان شهید مخبری، نبش تقاطع
ایران زمین، ساختمان دیوان
کد پستی دیوان عدالت اداری تهران: 1445669998

دیوان عدالت اداری مرجع قضایی است یا غیرقضایی؟

با توجه به این که دیوان عدالت اداری زیر نظر قوه قضاییه تشکیل شده و اختیار کامل قضایی دارد، آراء
آن الزم االجرا است و این نهاد مرجعی قضایی شناخته می شود. به طور کلی دعاوی یا در مراجع قضایی
دادگستری یا در مراجع غیرقضایی )شبه قضایی( رسیدگی می شوند.
نهادهایی که زیرمجموعه قوه مجریه هستند، مانند هیئت رسیدگی به تخلفات اداری یا کمیسیون ماده
100 قانون شهرداری، جزو مراجع شبه قضایی محسوب می شوند؛ بنابراین با نگاهی به جایگاه قانونی و
نحوه رسیدگی به پرونده ها، می توان این دیوان را یک نهاد قضایی دانست.
کارشناسی در این نهادها، دقت و آگاهی ویژهای میطلبد .

چه مراجعی درخواست کارشناسی رسمی میدهند؟ بخش سوم

مراجع اداری و اجرایی :در بسیاری از موارد، نهادهای دولتی و خصوصی نیز به خدمات کارشناسان نیاز دارند :
وزارتخانه ها و شهرداریها :در پروژه های عمرانی، شهری و زیرساختی
بانکها و مؤسسات مالی :ارزیابی وثیقه ها، امالک و پروژه های مالی
اشخاص حقیقی :ارزیابی امالک، حل اختالفات شخصی و مالی

تجربه، دقت، و شناخت مراجع، سه کلید موفقیت در این مسیر است.

پیام بگذارید

Share this Doc

چه مراجعی درخواست کارشناسی رسمی می‌دهند؟ (بخش سوم)

Or copy link

CONTENTS